محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

1600

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

سبب هلاك شدن مقنع . . . و اندر حصار حصار ديگرى بود بر سر كوه ، و هيچ كس را بدان حصار راه نبودى . وى با آن زنان در حصار مىبود . . . چون امير هرات كار بر وى تنگ كرد ، و لشكرهاى وى پراگنده شد . . . مقنّع دانست كه حصار اندرون را نتواند داشتن . محمّد بن جعفر روايت كرده است از ابو على محمّد بن هارون ، كه از دهقانان كش بود ، و گفتند كه جدهء من از جملهء خاتونان بوده است كه مقنّع از بهر خويش گرفته ، و در حصار مىداشت ، و مىگفت : روزى مقنّع زنان را بنشاند به طعام و شراب بر عادت خويش ، و اندر شراب زهر كرد ، و هر زنى را يك قدح خاص فرمود و گفت : چون من قدح خويش بخورم شما بايد كه جمله قدح خويش بخوريد . پس همه خوردند و من نخوردم و در گريبان خود ريختم ، و وى ندانست . و همهء زنان بيفتادند و بمردند ، و من نيز خويشتن در ميان ايشان انداختم ، و خويشتن را مرده ساختم ، و وى از حال من ندانست . پس مقنع برخاست و نگاه كرد ، و همه زنان را مرده ديد . . . و فرموده بود تا سه روز باز تنور تفتانيده بودند . به نزديك آن تنور رفت و جامه بيرون كرد و خويشتن را در تنور انداخت ، و دودى بر آمد . من به نزديك آن تنور رفتم ، از او هيچ اثرى نديدم . . . و سبب خود را سوختن وى آن بود ، كه پيوسته گفتى كه چون بندگان من عاصى شوند من به آسمان روم ، و از آنجا فرشتگان آرم و ايشان را قهر كنم . وى خود را از آن جهت سوخت تا خلق گويند كه او به آسمان رفت تا فرشتگان آرد ، و ما را از آسمان نصرت دهد ، و دين او در جهان بماند . . . » ( تاريخ بخارا ، به تصحيح استاد مدرس رضوى ، چاپ بنياد فرهنگ ايران ، صص 104 - 89 . ) در جوامع الحكايات عوفى نيز اخبار مقنّع در حكايتى از باب هشتم - در ذكر جماعتى كه دعوى پيغمبرى كردند - آمده است : « در ايّام امير المؤمنين مهدى ، هاشم بن حكيم كه او را مقنّع خواندندى بيرون آمد . . . و او دعوى خدايى كرد و از جيحون بگذشت و به كش و نسف در آمد . . . و لشكر كه از حضرت امير المؤمنين آمده بود ، جمله را بشكست ، و چهارده سال بر آن نواحى استيلا يافت . و طلسمى ساخت ، و در بن چاه از سيماب نوعى پرداخت كه هر روز كه آفتاب به وسط السّماء رسيدى ، شعاع آن در چاه افتادى ، و از آنجا چيزى بر آمدى بر مثال ماه سبز و روشن ، و اين طلسم سبب گمراهى جمعى شد . . . » ( جوامع الحكايات ، جلد اول از قسم سوم ،